زندگی دفتری از خاطره هاست ... یک نفر در دل شب یک نفر در دل خاک .... یک نفر همدم خوشبختی ماست
یک نفر همسفر سختی ماست ... چشم تا باز کنیم عمرمان میگذرد ... ما همه همسفریم
بیشتر از آنچه تصور کنی خیانت دیده ام
زندگی دفتری از خاطره هاست ... یک نفر در دل شب یک نفر در دل خاک .... یک نفر همدم خوشبختی ماست
یک نفر همسفر سختی ماست ... چشم تا باز کنیم عمرمان میگذرد ... ما همه همسفریم

در انتهای هر سفر
در
آیینه
دار
و ندار خویش را مرور می کنم
این
خاک تیره این زمین
پاپوش
پای خسته ام
این
سقف کوتاه آسمان
سرپوش
چشم بسته ام
اما
خدای دل
در
آخرین سفر
در
آیینه به جز دو بیکرانه کران
به
جز زمین و آسمان
چیزی
نمانده است
گم
گشته ام ‚ کجا
ندیده
ای مرا ؟
الا یا ایها الساقی زمی پر ساز جامم را
که از جانم فرو ریزد هوای ننگ و نامم را
برون سازد ز هستی هسته نیرنگ و دامم را
بخود گیرد زمامم را فرو ریزد مقامم را
بهم کوبد سجودم را بهم ریزد قیامم را
که از هر روزنی آیم گلی گیرد لجامم را
برون سازد از جانم همی افکار خامم را
بدریادار آن دادی رسان مدح و سلامم را
به پیر صومعه بر گو به بین حسن ختامم را

با همه ی بی سرو سامانیم
باز به دنبال پریشانیم
طاقت فرسودگیم هیچ نیست
در پی ویران شدنی آنیم
آمده ام بلکه نگاهم کنی
عاشق آن لحظه ی طوفانیم
دلخوش گرمای کسی نیستم
آمده ام تا تو بسوزانیم
آمده ام با عطش سالها
تا تو کمی عشق بنوشانیم
ماهی برگشته ز دریا شدم
تا تو بگیری و بمیرانیم
خوب ترین حادثه می دانمت
خوب ترین حادثه می دانیم؟!
حرف بزن ابر مرا باز کن
دیر زمانی است که بارانی ام
حرف بزن حرف بزن سالهاست
تشنه ی یک صحبت طولانیم
آه به کجا می کشیم خوب من
آه نکشانم به پشیمانیم

سایت زیبای عکس http://orchid.blogfa.com
1ـ آن روزي پايانش خوش است كه حادثه اي رخ
ندهد.
2ـ اول ايمني ـ بعد كار
3ـ از تصادفات ديگران درس عبرت بگريد.
4ـ ايمني اصل ضروري از اشتغال به شمار مي
رود.
5 ـ آلودگي محيط زيست زندگي انسان را
تهديد مي كند.
6ـ اگر به سعادت خود و فرزندانتان علاقه
داريد، رعايت ايمني و بهداشت را سرلوحه كارتان قرار دهيد.
7 ـ ابزار هاي دستي را روي كف زمين، در راهروها نگذاريد.
ادامه مطلب را میتون از روی [شعارهای ایمنی] مشاهده کرد



عشق مخاطب خاصی ندارد.
فقط دلی سرشار از عشق داشته
باش.
عشق باید خاصیت تو باشد.
عشق ربطی به رابطه ندارد.
عشق به رایحه ی گل می ماند.
برای گل تفاوتی نمی کند که
کسی رایحه اش را استشمام کند یا نکند.
حتی در دورترین و متروکترین
نقاط جهان نیز گل هائی خوش رنگ و خوش بو می رویند. آنها بی آنکه منتظر نگاهی باشند
شکوفا می شوند.
گل ها برای رنگ و بوی خود از
کسی توقعی ندارند. خاصیت گل آن است که خوش ببوید و رنگ های بذیع خود را در آفتاب
پهن کند.
همچون گل باش در دوست داشتن.
گل ها نگران این نیستند که مبادا دیده نشوند. آنها مسرور شکوفائی و رایحه خویشتن
اند.
عشق باید خاصیت تو باشد. عاشق
باش. چیزی نخواهد گذشت که عین عشق خواهی شد و این لحظه ای ست که قطره به دریا می
رسد و دریا می شود.
بیشتـر مـا آدمـا البته نه همه ، وقتی که خواسته هامـونو از خـدا دریافـت می کنیـم
می ریم و پشت سرمونم نگاه نمی کنیم. امـا چقـدر زیبا می شد اگر گـاهی از
خـداوند به خـاطر تموم جـواب های قـشـنـگی که بـه مـا داده تشـکـر
کـنـیـم. . .![]()
باور کنیـد بیشتر از چند ثانیـه طول نمـی کشـه !
خداوندا اگر داشتن
ذليل داشتنم ميكند, ندارم كن
خداوندا اگر كاشتن
اسير چيدنم ميكند، بيكارم كن
اگر انديشه ی خيانت به ياران
بر سرم افتاد بر سر دارم كن
اگر به لحظه ی غفلتی در افتادم
پيش از سقوط هشيارم كن
اگر رنج بيماران
لحظه ای از دلم بيرون رفت
سخت و بی ترحم بيمارم كن
خداوندا خوارم كن
اما مردم آزارم نكن

عقاید را با حقایق
اشتباه نگیر ...
حقیقت مانند دانه بادام است و عقاید پوسته بادام است.
اگر به دنبال حقیقت هر چیزی هستی،
باید پوسته را
بکنی، تا خود دانه را ببینی.

می روم خسته و افسرده و زار
سوی
منزلگه ويرانه خويش
بخدا
می برم از شهر شما
دل
شوريده و ديوانه خويش
می
برم، تا كه در آن نقطه دور
شستشويش
دهم از رنگ گناه
شستشويش
دهم از لكه عشق
زينهمه
خواهش بيجا و تباه
همه
چیز تموم میشه و سه تا چیر باقی میمونه
تجربه
و خاطره و گذر عمر
الهی,
شمارگان نفسهایم را,
تنها تو می دانی...
من امروز را می شمارم,
تا فردا,
شاید
,
در شمار تو آیم....

زندگی را باور کن
همانگونه که هست
با همه ی دردهاورنجهایش
با همه ی شادیها و غمهایش
با همه ی شکستها وپیروزیهایش
ما میتوانیم صبور باشیم وصبورانه زندگی کنیم
میتوانیم از زندگی دیگران عبرت بگیریم
سعی کنیم همانطوری زندگی کنیم که هستیم
همیشه به فکر چیزهای نداشته نباشیم
کمی هم از چیزهایی که داریم استفاده ی درست بکنیم
ایمان داشته باشیم به فردایی بهتر
و به خاطر داشته باش که ما میتوانیم!!......

كي ميدونه كه عشق من تويي
بزار فرياد بزنه اين صداي خسته
تا اونايي كه ميگن دنيا تاريكه
بدونن روشناييش تويي
تا راه واسه نفسهاي پنهونم باز شه
تا اونايي كه ميگن ستاره ها ميميرن
بدونن
ستاره من زنده ميكنه روح مرده شب
رو
بزار فرياد بزنم تا اونايي كه
ميگفتن عشق ها ميميرن بدونن
ياسي من هنوز نفس ميزنه
برخيز اي شهاب آسمانيم برخيز و
دنيا رو زنده كن
برخيز تا همه بدونن عشق من تويي
برخيز اي وسعت من برخيز كه معبد عشق من تويي.
پشت شيشه برف می بارد
در سكوت سينه ام دستی
دانه ی اندوه می كارد
موسپيد آخر شدی ای برف
تا سرانجامم چنين ديدی
در دلم باريدی ای افسوس
بر سر گورم نباريدی
چون نهالی سست می لرزد
روحم از سرمای تنهايی
می خزد در ظلمت قلبم
وحشت دنيای تنهايی
ديگرم گرمی نمی بخشی
عشق ای خورشيد يخ بسته
سينه ام صحرای نوميدی ست
خسته ام - از عشق هم خسته
برگرفته از سایت http://www.shahnan.blogfa.com/
ه


بیان شوق چه حاجت که سوز آتش دل
توان شناخت ز سوزی که در سخن است
به خیالم که تو دنیا واسه تو عزیز ترینم
آسمــونا زیـر پـام اگـــه با تـو رو زمینـــم
به خیالم که تو با من یه همیشه آشنایی
به خیالم که تو با من دیــگه از همــه جدایی
من هنوزم نگرانم که تو حرفامو ند ونی
این دیگه یه التماس من می خوام بیای بمونی