تبليغاتX
نسیم عاشقی

نسیم عاشقی

بیشتر از آنچه تصور کنی خیانت دیده ام

زندگی دفتری از خاطره هاست ... یک نفر در دل شب یک نفر در دل خاک .... یک نفر همدم خوشبختی ماست

یک نفر همسفر سختی ماست ... چشم تا باز کنیم عمرمان میگذرد ... ما همه همسفریم

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 10:11  توسط یوسف   | 


Hafez.jpg



ابتدا نیّت کرده و سپس کلید Shift را گرفته و بر روی عکس کلیک نمایید .

 


 


+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 9:48  توسط یوسف   | 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 7:23  توسط یوسف   | 

بیکرانه



در انتهای هر سفر
در آیینه
دار و ندار خویش را مرور می کنم
این خاک تیره این زمین
پاپوش پای خسته ام
این سقف کوتاه آسمان
سرپوش چشم بسته ام
اما خدای دل
در آخرین سفر
در آیینه به جز دو بیکرانه کران
به جز زمین و آسمان
چیزی نمانده است
گم گشته ام ‚ کجا
ندیده ای مرا ؟

 


+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 16:9  توسط یوسف   | 

امام خمینی (ره )

الا یا ایها الساقی زمی پر ساز جامم را
که از جانم فرو ریزد هوای ننگ و نامم را

 از آن می ریز در جامم که جانم را فنا سازد 
  برون سازد ز هستی هسته نیرنگ و دامم را

 

 از آن می ده که جانم را ز قید خود رها سازد 
  بخود گیرد زمامم را فرو ریزد مقامم را

 

 از آن می ده که در خلوتگه رندان بی حرمت 
  بهم کوبد سجودم را بهم ریزد قیامم را

 

 نبودی در حریم قدس گلرویان میخانه 
  که از هر روزنی آیم گلی گیرد لجامم را

 

 روم در جرگه پیران از خود بی خبر شاید 
  برون سازد از جانم همی افکار خامم را

 

 تو ای پیک سبک باران دریای عدم از من 
  بدریادار آن دادی رسان مدح و سلامم را

 

 بساغر خستم کردم این عدم اندر عدم نامه
به پیر صومعه بر گو به بین حسن ختامم را
 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 18:4  توسط یوسف   | 

محمد علی بهمنی

با همه ی بی سرو سامانیم
باز به دنبال پریشانیم
طاقت فرسودگیم هیچ نیست
در پی ویران شدنی آنیم
آمده ام بلکه نگاهم کنی
عاشق آن لحظه ی طوفانیم
دلخوش گرمای کسی نیستم
آمده ام تا تو بسوزانیم

آمده ام با عطش سالها
تا تو کمی عشق بنوشانیم
ماهی برگشته ز دریا شدم
تا تو بگیری و بمیرانیم
خوب ترین حادثه می دانمت
خوب ترین حادثه می دانیم؟!
حرف بزن ابر مرا باز کن
دیر زمانی است که بارانی ام
حرف بزن حرف بزن سالهاست
تشنه ی یک صحبت طولانیم
آه به کجا می کشیم خوب من
آه نکشانم به پشیمانیم

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 10:46  توسط یوسف   | 

برگرفته از وبلاگ بسیار زیبای http://orchid.blogfa.com

سایت زیبای عکس http://orchid.blogfa.com

+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 8:32  توسط یوسف   | 

کارت پستال روز مادر

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 21:25  توسط یوسف   | 

شعارهای ایمنی

1ـ آن روزي پايانش خوش است كه حادثه اي رخ ندهد.

2ـ اول ايمني ـ بعد كار

3ـ از تصادفات ديگران درس عبرت بگريد.

4ـ ايمني اصل ضروري از اشتغال به شمار مي رود.

5 ـ آلودگي محيط زيست زندگي انسان را تهديد مي كند.

6ـ اگر به سعادت خود و فرزندانتان علاقه داريد، رعايت ايمني و بهداشت را سرلوحه كارتان قرار دهيد.

7 ـ ابزار هاي دستي را روي كف زمين، در راهروها نگذاريد.

ادامه مطلب را میتون از روی [شعارهای ایمنی] مشاهده کرد  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 15:41  توسط یوسف   | 

زندگینامه دکتر علی شریعتی



دكتر علي شريعتى در سال 1312 در خانواده‌اى مذهبى چشم به جهان گشود. میتوانی زندگینامه دکتر علی شریعتی را در [ ادامه مطلب]  ببینی

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 10:16  توسط یوسف   | 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 7:49  توسط یوسف   | 

محبت

شعر زیبایی از مریم حیدرزاده با نام محبت



نام تو رو آورده ام دارم عبادت میکنم

 گرد نگاهت گشته ام دارم زیارت میکنم
 دستت به دست دیگری از این گذشته کار من
 اما نمی دانم چرا دارم حسادت میکنم
 گفتی دلم را بعد از این دست کس دیگر دهم
 شاید تو با خودئ گفته ای دارم اطاعت میکنم
 رفتم کنار پنجره دیدم تو را با بگذریم
 چیزی ندیدم این چنین دارم رعایت میکنم
 من عاشق چشم تو ام تو مبتلای دیگری
 دارم به تقدیر خودم چندیست عادت میکنم
 تو التماسیم می کنی جوری فراموشت کتم
 با التماس ولی تو را به خانه دعوت میکنم
 گفتی محبت کن برو باشد خداحافظ ولی
 رفتم که تو باور کنی دارم محبت میکنم

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 7:14  توسط یوسف   | 

دکتر چمران

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 7:57  توسط یوسف   | 

زندگی زیباست



عشق مخاطب خاصی ندارد.

فقط دلی سرشار از عشق داشته باش.

عشق باید خاصیت تو باشد.

عشق ربطی به رابطه ندارد.

عشق به رایحه ی گل می ماند.

برای گل تفاوتی نمی کند که کسی رایحه اش را استشمام کند یا نکند.

حتی در دورترین و متروکترین نقاط جهان نیز گل هائی خوش رنگ و خوش بو می رویند. آنها بی آنکه منتظر نگاهی باشند شکوفا می شوند.

گل ها برای رنگ و بوی خود از کسی توقعی ندارند. خاصیت گل آن است که خوش ببوید و رنگ های بذیع خود را در آفتاب پهن کند.

همچون گل باش در دوست داشتن. گل ها نگران این نیستند که مبادا دیده نشوند. آنها مسرور شکوفائی و رایحه خویشتن اند.

عشق باید خاصیت تو باشد. عاشق باش. چیزی نخواهد گذشت که عین عشق خواهی شد و این لحظه ای ست که قطره به دریا می رسد و دریا می شود.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 6:51  توسط یوسف   | 

تشکر از خدا

بیشتـر مـا آدمـا البته نه همه ، وقتی که خواسته هامـونو از خـدا دریافـت می کنیـم

می ریم و پشت سرمونم نگاه نمی کنیم. امـا چقـدر زیبا می شد اگر گـاهی از

 

 خـداوند به خـاطر تموم جـواب های قـشـنـگی که بـه مـا داده تشـکـر

 

 کـنـیـم. . .

 

باور کنیـد بیشتر از چند ثانیـه طول نمـی کشـه !


+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 10:3  توسط یوسف   | 

 

 

خداوندا اگر داشتن
ذليل داشتنم ميكند, ندارم كن
خداوندا اگر كاشتن
اسير چيدنم ميكند، بيكارم كن

اگر انديشه ی خيانت به ياران
بر سرم افتاد بر سر دارم كن
اگر به لحظه ی غفلتی در افتادم
پيش از سقوط هشيارم كن

اگر رنج بيماران
لحظه ای از دلم بيرون رفت
سخت و بی ترحم بيمارم كن
خداوندا خوارم كن
اما مردم آزارم نكن

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 14:58  توسط یوسف   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 15:23  توسط یوسف   | 

حقیقت



عقاید را با حقایق اشتباه نگیر ...


حقیقت مانند دانه بادام است و عقاید پوسته بادام است.


اگر به دنبال حقیقت هر چیزی هستی،

باید پوسته را بکنی، تا خود دانه را ببینی.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 7:3  توسط یوسف   | 

می روم خسته



می روم خسته و افسرده و زار

سوی منزلگه ويرانه خويش

بخدا می برم از شهر شما

دل شوريده و ديوانه خويش

می برم، تا كه در آن نقطه دور

شستشويش دهم از رنگ گناه

شستشويش دهم از لكه عشق

زينهمه خواهش بيجا و تباه

همه چیز تموم میشه و سه تا چیر باقی میمونه

تجربه و خاطره و گذر عمر


+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 6:55  توسط یوسف   | 

بدون شرح

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:39  توسط یوسف   | 

الهی


الهی,

شمارگان نفسهایم را,

تنها تو می دانی...

من امروز را می شمارم,

تا فردا,

شاید ,

در شمار تو آیم....

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:36  توسط یوسف   | 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:34  توسط یوسف   | 

تقدیم به سمانه جون


زندگی را باور کن همانگونه که هست
با همه ی دردهاورنجهایش
با همه ی شادیها و غمهایش
با همه ی شکستها وپیروزیهایش
ما میتوانیم صبور باشیم وصبورانه زندگی کنیم
میتوانیم از زندگی دیگران عبرت بگیریم
سعی کنیم همانطوری زندگی کنیم که هستیم
همیشه به فکر چیزهای نداشته نباشیم
کمی هم از چیزهایی که داریم استفاده ی درست بکنیم
ایمان داشته باشیم به فردایی بهتر
و به خاطر داشته باش که ما میتوانیم!!......

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:23  توسط یوسف   | 

كي ميدونه كه عشق من تويي



كي ميدونه كه عشق من تويي

بزار فرياد بزنه اين صداي خسته

تا اونايي كه ميگن دنيا تاريكه بدونن روشناييش تويي

تا راه واسه نفسهاي پنهونم باز شه

تا اونايي كه ميگن ستاره ها ميميرن بدونن

ستاره من زنده ميكنه روح مرده شب رو

بزار فرياد بزنم تا اونايي كه ميگفتن عشق ها ميميرن بدونن

 ياسي من هنوز نفس ميزنه

برخيز اي شهاب آسمانيم برخيز و دنيا رو زنده كن

برخيز تا همه بدونن عشق من تويي

برخيز اي وسعت من برخيز كه معبد عشق من تويي.


+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 16:37  توسط یوسف   | 

پشت شيشه برف می بارد

 

 پشت شيشه برف می بارد

در سكوت سينه ام دستی

دانه ی اندوه می كارد

موسپيد آخر شدی ای برف

تا سرانجامم چنين ديدی

در دلم باريدی ای افسوس

بر سر گورم نباريدی

چون نهالی سست می لرزد

روحم از سرمای تنهايی

می خزد در ظلمت قلبم

وحشت دنيای تنهايی

ديگرم گرمی نمی بخشی

عشق ای خورشيد يخ بسته

سينه ام صحرای نوميدی ست

خسته ام - از عشق هم خسته

 

     برگرفته از سایت http://www.shahnan.blogfa.com/


ه

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 15:13  توسط یوسف   | 



بیان شوق چه حاجت که سوز آتش دل

توان شناخت ز سوزی که در سخن است

 

 

 


+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 9:37  توسط یوسف   | 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 7:23  توسط یوسف   | 

به خیالم که تو دنیا واسه تو عزیز ترینم

به خیالم که تو دنیا واسه تو عزیز ترینم

 

 

   آسمــونا زیـر پـام اگـــه با تـو رو زمینـــم

 

 

به خیالم که تو با من یه همیشه آشنایی

 

 

  به خیالم که تو با من دیــگه از همــه جدایی

 

 

من هنوزم نگرانم که تو حرفامو ند ونی

 

 

 این دیگه یه التماس من می خوام بیای بمونی



+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:38  توسط یوسف   | 

تقدیم به همه دوستان عزیز



+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:59  توسط یوسف   | 


 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 20:50  توسط یوسف   |