تبليغاتX
نسیم عاشقی
نسیم عاشقی

بیشتر از آنچه تصور کنی خیانت دیده ام


تبريك



خداوندا در این سالی که در پیش است نمی دانم چه تقدیری مرا فرموده ای، لیکن در آغاز طلوع روشن سالی که می آید کمک کن تا رها سازم ز خود من کوله بار یک هزار و سیصد و افسوس هزار و سیصد و اندوه . . . مرا در این سیه سودا، وین سرمای پر سوز و سکوت سایه های سرد یاری کن و با تدبیر پر مهرت سحرگاهان سروش سبز سیمای سعادت ساز ساقی هدیه ام فرما خداوندا نمی دانم چه تقدیری مرا فرموده ای اما برای مردمان خوب این وادی * عطا فرما هزار امید؛ هزار و سیصد آگاهی ؛هزار و سیصد و هشتاد بهروزی ؛هزار و سیصد و هشتاد و هفت لبخند زیبا را سال نو مبارک عزیزم. امیدوارم سال خوبی داشته باشی

 


دوشنبه بیستم اسفند 1386  توسط یوسف   |

 


در اخرين لحظه ديدار به
چشمانت نگاه كردم و
گفتم بدان اسمان قلبم
با تو يا بي تو بهاريست
همان لبخندي كه توان را
از من مي ربود بر لبانت
زينت بست.
و به ارامي از من  فاصله
گرفتي بي هيچ كلامي.
من خاموش به تو نگاه می كردم
و در دل با خود مي گفتم :اي كاش اين قامت
نحيف لحظه اي فقط لحظه اي  مي انديشيد كه
اسمان بهاري يعني ابر
باران رعد وبرق و طوفان
ناگهاني
و اين جمله ،جمله اي
بود بدتر از هر خواهش
براي ماندن و تمنايي
بود براي با او بودن.



یکشنبه نوزدهم اسفند 1386  توسط یوسف   |

 



یکشنبه نوزدهم اسفند 1386  توسط یوسف   |

 

خدایا


یکشنبه نوزدهم اسفند 1386  توسط یوسف   |

 

چقدر سخته


چقدر سخته وقتی کسی دلتو اسیر کرده٬ جوابه نگاه ِ عاشقونه ی تو رو نده٬

چقدر سخته وقتی عاشقِ کسی باشی که از عشق چیزی نمی دونه٬

چقدر سخته که عزیزترین کَسِ تو ازت بخواد فراموشش کنی٬

چقدر سخته که سالگردِ آشناییِ عشقت رو بدونِ حضورِ اون جشن بگیری٬

چقدر سخته غرورتو به خاطر یکی بشکنی بعد بفهمی دوستت نداره٬

چقدر سخته همه چیزتو به خاطر یک نفر از دست بدی اما اون بگه دیگه نمی خوامت٬

سخت تر از اینا اینه که عشقت خیلی راحت فراموشت کنه..خاطراتتو٬ همه چیز رو.....

جمعه هفدهم اسفند 1386  توسط یوسف   |

 


جمعه هفدهم اسفند 1386  توسط یوسف   |

 

ای خوش آن روز که در صفحه ی شطرنج دلت

 شاه عشق بودم و با کیش رخت مات شدم


جمعه هفدهم اسفند 1386  توسط یوسف   |

 

از او بپرسید


جمعه هفدهم اسفند 1386  توسط یوسف   |

 

عشق

 

اگر عشق باشد گناهی الهی سراپا گناهم الهی الهی


پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386  توسط یوسف   |

 

شکستم و نیامدی

کنار برکه ی دلم نشستم و نیامدی

 

دوباره در سکوت خود شکستم و نیامدی

 

سوال کردم از خدا نشانه ی خانه ی تو را

 

سکوت کرد و در سکوت شکستم و نیامدی


سه شنبه چهاردهم اسفند 1386  توسط یوسف   |

 

باش با او یاد تو ما را بس است

 

نيمه شب اواره و بي حس و حال در سرم سوداي جامي بي زبان پرسه اي اغاز كرديم در خيال دل به ياد اورد ايام وصال از جدايي يك دو سالي ميگذشت يك دو سال از عمر رفت و بر نگشت دل به ياد اورد اول بار را  خاطرات اولين ديدار را ان نظر بازي ان اسرار را ان دو چشم مست آهووار را هم چو رازي مبهم و سر بسته بود چون من هز تكرار او هم خسته بود امد و هم اشيان شد با من و هم نشين و هم زبان شد با من او دامنش شد خوابگاه خستگي اين چنين اغاز شد دلبستگي امد و در خلوتم دم ساز شد گفتگوها بين ما اغاز شد گفتمش در عشق پا بر جاست دل چون گشایی چشم دل زیباست دل گفت در عشقت وفا دارم بدان

من تو را بس دوست می دارم بدان گفتمش عشقت به دل افزون شده دل  زجادوی رخت افسون شده بر لبم بگذاشت لب یعنی خموش طعم بوسه از سرم برد عقل و هوش در سرم جز عشق او سودا نبود هم چو عشق من هیچ گل زیبا نبود روزگار اما وفا با ما نداشت طاقت خوشبختی ما را نداشت اخر این قصه هجران بود و بس حسرت و رنج فراوان بود و بس با من دیوانه پیمان ساده بست ساده هم ان عهد و پیمان را شکست بخت بد بین وصل او حاصل نشد این گدا مشمول ان رحمت نشد از غمش با دود و دم همدم شدم باده نوش غصه ی او من شدم ذره ذره اب گشتم کم شدم اخر اتش زد دل دیوانه را سوخت بی  پروا پر پروانه را عشق من از من گذشتی خوش گذر بعد از این حتی تو اسمم را نبر اخر این یک بار از من بشنو پند بر من و بر روزگارم دل  مبند گرچه اب رفته باز اید به رود ماهی بیچاره اما مرده بود

بعد از این هم اشیانت هر کس است

باش با او یاد تو ما را بس است


یکشنبه دوازدهم اسفند 1386  توسط یوسف   |

 

مخور غم گذشته

تا خواهی فرصتها را غنیمت شماری

و پا به پای لحظه ها به سمت روشنی قدم برداری

احساس زخمی دیروز بند بند وجودت را نشانه می گیرد

و تمام بغض های فروخورده

بی اختیار راه نفست را می بندد

می دانم عاشق شدن سخت است

اما تا کی سکوت

مرهم حرفهای نا گفته می شود

بگذار رویای شیرین دیروز در لحظه های سبز امروز جاری باشد

شاید در فردا های دور بخواهی خاطراتت را ورق بزنی

دیگر کافیست

تا کی غربت پاییز را باید در چشمها دید

و حسر ت سالهای بر باد رفته را چون قصه های ناتمام

دوباره از نو مرور کرد

پس مخور غم گذشته

گذشته ها گذشته


یکشنبه دوازدهم اسفند 1386  توسط یوسف   |

 

عشق


یکشنبه دوازدهم اسفند 1386  توسط یوسف   |

 

بر سر قبرمن آيي اي دوست

اشكت گل نكند خاك مزارم اي دوست

برسرقبرمن آهي نكشي كه بييايند عاشقان بر اينجا

من نمي خواهم بگيرند آنها سراغ عشق گمشده را زين اينجا



یکشنبه دوازدهم اسفند 1386  توسط یوسف   |

 

کاش امتحانش نمی کردم

به من میگفت: انقدر دوستت دارم که اگر بگویی بمیرمیمیرم... باورم نمی شد... فقط یک امتحان ساده به او گفتم بمیر...! سالهاست در تنهایی پژمرده ام... -

کاش امتحانش نمی کردم



جمعه دهم اسفند 1386  توسط یوسف   |

 

ای غم


پنجشنبه نهم اسفند 1386  توسط یوسف   |

 

لياقت ماميتونه درياها باشه !

چرا به مهتاب قانع شديم ، پس خورشيد چي ؟!!
اين روزا به خيلي از تلخيهاي جوامع مي خندم ، گاهي اوقات كه از بيرون اين آكواريوم به خودمون نگاه مي كنم ، واقعا خندم مي گيره ‍‍؛ از حركاتمون ، رفتارمون و مشغولياتمون . ولي خيلي زود اين خنده ها تلخ مي شن كه بعضي وقتامنجر به ريختن اشكها هم ميشه و با سرتكان دادنهايي پر از حسرت خلاصه ميشن. ( شدم ) مثل يه ماهي توي دسته ماهيهاي ترسو كه با هر ضربه به شيشه با ترس و لرز مسيرمون روعوض مي كنيم ، جايي رو هم كه نداريم بريم ، به ناچار يه گوشه منتظر ضربه بعدي مي مونيم .
ما واقعا خنده دار هستيم مگه نه !؟؟ هر كس كه ديد و نخنديد بلد نيست بخنده يا كه قبلش از گريه دق كرده و مرده پس مجالي براي خنديدن نداره؟!!!
چند روز پيش پيرمردي توي تاكسي بهم مي گفت : ببين پسر به اوني كه چيزي نمي دونه و دم نمي زنه يه چوب بايد زد ولي به اوني كه مي دونه و دم نمي زنه بايد دوتا زد ... چون و چراش رو مسلمآ خودتون مي دونيد ! ( يعني ( من ) هم جزء اونايي ام كه بايد دو تا بخوريم ؟! )
نمي دونم ... فقط كاش مي شد كه به جاي نگاه كردن به نيمه پر ليوان ، جرات پر كردن نيمه خالي رو داشته باشيم و به اين سوسوي ضعيف قناعت نكنيم .
باور كنيد كه جاي ما فقط اينجا نيست ... لياقت ماميتونه درياها باشه !


پنجشنبه نهم اسفند 1386  توسط یوسف   |

 

خداوندا مرا شایسته آن کن تا به همنوعانم

که در سراسر دنیا در فقر و گرسنگی به دنیا

می آیند و میمیرند خدمت کنم

خدایا امروز با دست های ما روزی عشق

آرامش وسرور به آن ها ببخش

خدایا مرا معبر آرامش کن تا آنجا که نفرت

هست عشق جاری سازم

آنجا که خطا هست بخشایش بگسترم

آنجا که جدایی هست وصل بیافرینم

آنجا که لغزش و دروغ هست حقیقت بیاورم

آنجا که تردید هست ایمان بنا کنم

آنجا  که ظلمت هست نور بتابانم

و آنجا که اندوه هست شادی منتشر کنم

خدایا مرا موهبت آن عطا کن تا به جای آسودن به دیگران آسایش بخشی

و به جای آنکه دیگران درکم کنند درکشان کنم

و به جای آنکه عشق دریافت کنم عشق بورزم

زیرا با فراموش کردن خویش است که می توان به هر چیز رسید

با بخشایش است که بخشوده می شویم

وبا مردن است که زندگی ابدی می یابیم


پنجشنبه نهم اسفند 1386  توسط یوسف   |

 

تقدیم به عزیزم



پنجشنبه نهم اسفند 1386  توسط یوسف   |

 

از همان روزی ...

از همان روزی که یوسف را

برادر ها به چاه انداختند

از همان روزی که با شلاق

و خون دیوار چین را ساختند

ادمییت مرده بود...

 

 


چهارشنبه هشتم اسفند 1386  توسط یوسف   |

 


یوسف

behnod9256@yahoo.com
پروردگارا سپاس بخاطر اینکه
غم و اندوه را آفریدی
بخاطر اینکه اگر همیشه شاد بودم
تو را از یاد می بردم


 

آهنگ
عکس

 

 

اینجا فقط شعر
اشعار یک مجنون
و اما عشق آقای عزتی
عاشق دلشکسته
آرزو بارانی شعرهای خیلی زیبا
ایمنی صمد
انجمن نوین جهان گستر پارسیان
دوباره دل هوای با تو بودن کرده
دختر تنها
شهنان تبريك گويان
♥.:::. به نام زیبایی که ،زیبایی را دوست دارد .:::.♥
حرف دل
دوستت دارم رویای من خیلی زیباست
دختری بر بام دلم
عشقتو بردار و برو
عشق در هوای بارانی خیلی قشنگه
سهم من از عشق تو دیوووونگی بود و بس
عشق پاک
وبلاگ شخصی عذرا مجیبی
قاصدک بهاری
ابر و آینه
دوستت دارم
tanhatarin ashegh
مطالب عاشقانه و عارفانه بسیار بسیار زیبای سایان
زهر عسل
بهاری ترین بهار من
داستانهای بسیار زیبا
توهم رویا
آران و بیدگل دروازه کویر ایران شعرهای عارفانه
اسرار
زادمهر
یاس کبود
وبلاگ فوق العاده عرفانی golenily
عکسهای بسیاز زیبای عاشقونه با شعر
اشکان و روژان
دلم شکسته (صبا )
شاعر باران دوست خوبم
عاشق نبودی تو من عاشقت بودم
گفتگو (بنده خدا )
نسیم زندگی ..
رویای خیس
سلام همسايه ها
من از عشقت نمي ترسم (غير عشقولانه)
رد پای دوست
بهترین عشق - خیلی زیباست
عاشقونه منصور از بندرلنگه
عکس عکس --------- فقط عکس
اینجا دلشکستگی خرند و بس
صدای سکوت دل همکارم
شبگرد علی عربزاده
عکسهای دیدنی
دوست بسیار بسیار خوبم جعفر قربانی (سایه سار اندیشه)
دوست بسیار خوبم سونیا (دختر خاکستر نشین)
مرجان پارسیان (سایت پسر عموم )
فاروق ابراهیمی پارسیان موزیک
داستان عاشق
گریه های عاشقی

 

 

 

 

RSS 2.0